تفكرات يك فرد متفكر
این وبلاگ همه چیز را به دید منطقی و به وسیله عقل اسلامی و اسلام عقلایی می‏نگرد 
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ
لینک دوستان

 

این مطلب در ادامه گوگل پرستی 1 نوشته شده است.

لینک گوگل پرستی 1

 

 

 

گفتم: ماشالا اطلاعات شما خوبه. اما نه کامل هست نه جامع.

 

گفت: این که گفتی یعنی چه؟

 

گفتم: کامل نیست یعنی محصولات نرم افزاری و سخت افزاری گوگل رو کامل نگفتی. هنوز محصولات دیگه ای هم داره.

 

گفت: یعنی سالار خان محصولات دیگه ای هم داره که من نمی دونستم؟ عجب!

 

گفتم: جامع نیست. یعنی حتی این هایی هم که شما شمردی، دقیق نگفتی.

 

گفت: یعنی اطلاعات شما از من بهتره؟ خب شما بفرمایید من مستفیض بشم.

 

گفتم: شرطش که یادتون نرفته؟

 

گفت: بله. شرط محال سر جاش هست. فرض می کنم شاید، شاید، شاید، گوگل همین 4 تا اطلاعات زپرتی من رو بخواد بفروشه. به چه کسی رو شما بعدا میگی.

 

گفتم: باریکلا پسر خوب.

 

گفت: خب ...

 

گفتم: این که گوگل سال 98 با دو نفر استارت خورده و اون ها کی بودن و اسمشون چی بوده و اسم اول گوگل چی بوده و بعد چه سالی منتقل شدن به ساختمان فعلی و اسم گوگل از کجا اومده و این حرف ها همه اش درس تاریخ هست که ما سر و کاری الان باهاشون نداریم. چیزای دیگه پر اهمیت تر تو درس تاریخ گم میشن. من می خوام روی اون ها تمرکز کنم. منبع اصلی معرفی شده درامدهای گوگل تبلیغات اون هست. اگر دقت کرده باشید وقتی یه سرچی انجام میدید بعضی لینک ها تو ستون روبرو، یا بالا، یا پایین صفحه، جدا از بقیه نشون داده میشه. به اون میگن Google AdWords.  مثلا وقتی سرچ میکنید «کتاب قیدار» شاید 30 تا فروشنده از طریق امکان Google AdWords میخوان خودشون رو به شما معرفی کنن. پس گوگل موقعیت مکان اون ها رو که ازشون گرفته، با مختصات اتصال شما که از طریق IP کامپیوتر شما که با اون به اینترنت متصل شدین، مطابقت میده و فروشگاه های نزدیک تر رو به شما معرفی می کنه.

 

گفت: جدا؟ این که عالیه.

 

گفتم: بله. اما فراموش نکن که از طریق IP، مختصات جغرافیایی هر فردی رو چک می کنه.

 

گفت: که چی؟

 

گفتم: هیچی. این یک تکه از پازل هست. بعدا سر همش می کنیم.

 

گفت: باشه. من این نکات رو نگه میدارم. 1- مختصات هر فردی رو نگه میداره.

 

گفتم: از این نوع درامدها گوگل زیاد داره. طبق آمار منتشره خودشون، در سال 2011، 96% درامدشون از این طریق بوده. و باز طبق آمار منتشره خودشون، در سال 2006، اون درامد تبلیغاتی حدودا 10.5 میلیارد دلار بوده.

 

گفت: خدااااااااااااااااااااااااا. 10.5 میلیارد دلار. هنوز میگی گوگل، مناسب برای پرستش نیست؟

 

گفتم: عجووووووووووووول نبااااااااااااااااااااااااش.

 

گفت: عین اون درخت ها تو ارباب حلقه ها گفتیا.

 

گفتم: حالا هر چی. اما اصل ذخیره اطلاعاتی افراد در گوگل رو دو پایه استواره. 1- Web History 2- Google Account.

 

گفت: این ها هم محصولات گوگل خان هستن؟ شما چه چیزایی میدونیا.

 

گفتم: بله. اینها هم محصولات گوگل هستن. همون طور که خودت گفتی اصل و اساس گوگل با موتور جستجو شروع شد. بعد از چند وقتی که جا افتاده شدن، Web History رو معرفی کردن. این محصول همون طور که از اسمش پیداست، تمامی جستجوهایی که انجام دادی رو، از قبیل کلمات، صفحاتی که از اون سرچ ها انتخاب کردی و منتقل شدی، عکس ها، فیلم ها، موزیک ها، حتی صفحاتی که بعد از دیدنشون، Bookmark کردی، همه رو ذخیره می کنه.

 

گفت: این که اشکالی نداره.

 

گفتم: جدا اشکالی نمی بینی اگر گوگل آمار جستجوهای تو رو، همه رو، منظورم همه شونه، به ترتیب تاریخ، پرینت کنه و بفرسته در خونه تون؟

 

گفت: ای وای. اگر خودم اون پرینت رو نگیرم که آبرو باقی نمی مونه. بابام منو میکشه.

 

گفتم: چه جوریه که از اینکه اطلاعات دست بابات برسه میترسی؟ اما دست یه ابرشرکت با 54604 نفر باشه نمیترسی؟

 

گفت: راست میگیا. البته گوگل قول داده اطلاعات شخصی رو به کسی نده.

 

گفتم: قرار شد چی فرض داشته باشی؟

 

گفت: این که ممکنه به یکی بفروشه.

 

گفتم: اون وقت؟

 

گفت: همین یه آمار سرچ من رو بفروشه برام آبرو نمیمونه.

 

گفتم: بنویس.

 

گفت: چی رو؟

 

گفتم: شما داری تکه های پازل رو نگه میداری. این رو هم بنویس.

 

گفت: چشم. نکته 2: اگر گوگل آمار جستجوهای من رو منتشر کنه آبرو برام باقی نمیمونه.

 

گفتم: این از اولین ستون گوگل. ستون دوم Google Account. این محصول ارتباط مستقیم با بانک اطلاعات عریض و طویل گوگل داره. یه دونه اکانت برای شما درست می کنه. با کلی ستون خالی. نام. نام خانوادگی. سن. جنسیت. شهر. کشور. شماره تلفن. مارک و مدل تلفن همراه. پسورد ها ...

 

گفت: وایسا وایسا. قضیه شماره تلفن و مارک و مدل چیه؟

 

گفتم: تا حالا شده وقتی وارد جی میل بشی، بگه: شماره موبایلت رو بده؟

 

گفت: آره. من هم همیشه skip میزنم و بیخیال میشه.

 

گفتم: باریکلا. نپرسیدی برای چی میخواد؟

 

گفت: نه.

 

گفتم: سیستم SMS برای گوگل سه نوع مختلف داره. یکی همین ارسال و دریافت SMS هست. گوگل میگه به عوض اینکه از طریق مخابرات خودتون sms بفرستید، به من بدید، رایگان براتون منتقل می کنم. فقط شرطش اینه که هر دو طرف باید جیمیل داشته باشن. البته ایران جزو این کشورهای طرف قرارداد نیست.

 

گفت: این که عالیه. تازه رایگان! خدااااا. یعنی میشه تو ایران هم راه بیفته؟

 

گفتم: یعنی دوست داری هر اس ام اسی که از گوشی تو خارج شده یا وارد شده، پرینت بشه بیاد در خونتون؟

 

گفت: وای. باز هم بابام.

 

گفتم: بنویس.

 

گفت: 3- گوگل آمار اس ام اس ملت رو هم داره.

 

گفتم: مورد sms دوم، به هندوستان مربوط میشه که یه چیز ساده و همه گیر باشه. سومی هم voice2text هست که مربوطه به آمریکا میشه.

 

گفت: این سومی یعنی چی voice2text؟

 

گفتم: یعنی حرف میزنن. تبدیل به نوشته میشه. اینطوری هزینه اش براشون کمتر میفته.

 

گفت: این که عالیه. دیگه بابام با داد و بیداد نمیگه اومدنی نون بخر. گوگل خان خودش داد و بیدادش رو ملایم میکنه.

 

گفتم: بله. شما هم زحمت بکش بنویس.

 

گفت: دوباره چیو؟

 

گفتم: گوگل خان میتونه صحبت ها رو تبدیل به نوشته کنه.

 

گفت: این برنامه رو خیلی ها قبلا داشتن. من خودم یه برنامه رو کامپیوتر داشتم که همین طوری بود.

 

گفتم میدونم. شما فعلا بنویس.

 

گفت: چشم. 4- گوگل قابلیت voice2text داره. ولی خدا رو شکر این یکی رو نمی تونی بگی پرینت میکنه میفرسته در خونه.

 

گفتم: بله. اما یه سوال ریز. اگر بر طبق نکته 1، گوگل میدونه تو از کجا هستی، و طبق برنامه های sms خودش، ایران جزو خدمات sms نیست، پس چرا هی زور میزنه از تو شماره موبایل بگیره.

 

گفت: خیلی ها سعی می کنن شماره از من بگیرن.

 

گفتم: داریم جدی صحبت میکنیم.

 

گفت: منم جدی گفتم. چشم چشم. نمیدونم.

 

گفتم: بنویس.

 

گفت: 5- گوگل تلاش میکنه از هر طریقی به شماره موبایل من برسه.

 

گفتم: این در مورد شماره. اما مدل و مارک.

 

گفت: پاک یادم رفته بود. خب خب

 

گفتم: گفته بودی گوشی موبایلت آندروید داره.

 

گفت: اوه. اون که بله. سالاره.

 

گفتم: برای دریافت برنامه های آندروید، از کدوم سایت باید دانلود کنی؟

 

گفت: زیاده. ولی من اعتماد نمیکنم. میرم سر وقت خود گوگل. برنامه های مورد اعتماد اون هارو می خرم. الان از Google Play. قبلا هم market.

 

گفتم: باریکلا. شما وارد سایت مارکت میشدی. حتی روی خود گوشی موبایلت هم برنامه اش بود. وارد میشدی و برنامه رو میدیدی. حالا بخوای بخری یا نه. اگر هم رایگان باشه دانلود کنی.

 

گفت: دقیقا.

 

گفتم: ثبت نام کردی تو اون سایت؟

 

گفت: نیازی نبود. از روی آدرس جیمیل من رو شناخت.

 

گفتم: باشه. اما وقتی خواستی برنامه های رایگان رو دانلود کنی، از تو مدل گوشی رو پرسید؟

 

گفت: آره. آره. منم بهش گفتم. اشکالی که نداشت.

 

گفتم: یه نکته. وقتی گوشی نوکیا داشته باشی و سیستم عاملش symbian باشه، برنامه های تو با پسوند sis هستن. وقتی سونی اریکسون داشته باشی و سیستم عامل، جاوا باشه، پسوندها میشن jav. سامسونگ های سابق هم jav می خواستن هم jar.

 

گفت: بابا شما که این کاره ای.

 

گفتم: وقتی برنامه sis یا jav رو می خواستی دانلود کنی یا به هر طریقی برای گوشی خودت انتخاب کنی، باید دقت می کردی به رزولوشن مناسب رو انتخاب کنی. هر برنامه ای رو برای همه رزولوشن ها عرضه می کردن. 320*240. 240*320. 360*480. 640*360. 800*480. 800*960. 854*960. یه همچین چیزی.

 

گفت: بابا این کاره.

 

گفتم: اما آندروید این طوری ...؟

 

گفت: نیست. برنامه های آندروید به هر رزولوشنی می خورن. حتی به تبلت ها هم می خورن. مارک گوشی هم مهم نیست. یعنی این برنامه ای که الان من دارم، روی گوشی سامسونگ آندرویددار می خوره. روی htc می خوره. روی تبلت سامسونگ می خوره. همه با هم متناسب هستن.

 

گفتم: پس چرا گوگل از تو مدل گوشیت رو سوال می کنه؟ چرا تا بهش مدل گوشت رو نگی، نمیذاره از market یا play دانلود کنی؟

 

گفت: ها؟ مممممممممممممممممممم. ممممممممممممممممممممم. مممممممممممممممممم. باور کن هنگ کردم.

 

گفتم: بنویس.

 

گفت: چشم. 6- گوگل به هر طریقی می خواد مدل گوشی من رو بدونه. ولی نمیدونم چرا.

 

گفتم: یادمون نره از کجا به این بحث رسیدیم. Google Account. یه اکانت از شما درست شده که توش همه چیز ذخیره میشه. نام. نام خانوادگی. جنسیت. شهر. کشور.

 

گفت: تو ثبت نام جیمیل از من شهر و کشور و ... رو خواست. ولی توش ایران نبود. پس نمیدونه من کجام.

 

گفتم: نکته 1. گوگل میدونه تو کجایی.

 

گفت: اوه. از طریق IP. اوکی. اوکی.

 

گفتم: نام. نام خانوادگی. جنسیت. شهر. کشور. شماره موبایل. مدل و مارک گوشی. گفته بودی اخبار رو از Goggle News میبینی؟

 

گفت: بله.

 

گفتم: تیتر اخبار رو تو گوشی میبینی. اون هایی که دوست داری رو انتخاب می کنی.

 

گفت: خب روالش همین طور هست دیگه.

 

گفتم: چه اخباری رو بیشتر میدیدی؟

 

گفت: تقریبا همه چیز. اما اکثرا ورزشی ها.

 

گفتم: پس گوگل با تحلیل اخبار بازدید شده از طرف شما، میتونه متوجه بشه که اغلب اهل فوتبال، طرفدار پر و پا قرص بارسلونا، پیگیر فوتبال های المپیک، حتی تیم بعدی سرمربی سابق بارسلونا و ... هستی؟

 

گفت: اولا بارسلونا نه. فقط رئال. یه کهکشان سفید که با اومدن خوزه مورینیو کامل شده. اما در مورد سوال شما، بله.

 

گفتم: چقدر تو گوگل در مورد رئال مادرید و خوزه مورینیو و کریس رونالدو کردی؟

 

گفت: خیلی. تازه کلی عکس های باکیفیت برای background کامپیوتر ازشون دارم که از Google Image سرچ کردم.

 

گفتم: گوگل همین طوری علایق افراد رو دسته بندی می کنه. فوتبال (116). بارسلونا (16). رئال مادرید (85). کریسدین رونالدو (37). المپیک (29). لندن (27).

 

گفت: عجب!

 

گفتم: بنویس.

 

گفت: 7- گوگل علایق های من رو از طریق تحلیل جستجوها دسته بندی می کند.

 

گفتم: در مورد Google Shopping هم گفته بودی.

 

گفت: بله. خریدهای اینترنتی خودم رو می خواستم با اون انجام بدم. اما تو به ایران جواب نمیده.

 

گفتم: جواب نمیده. اما چقدر توش سرچ کردی و قیمت دیدی؟

 

گفت: نه کم نه زیاد

 

گفتم: اگه تحلیل کنه چقدر متوجه علایق تو در مورد خریدهات میشه؟

 

گفت: 8- گوگل علایق های من رو از طریق تحلیل خریدها دسته بندی می کند.

 

گفتم: Suggest چی بود؟

 

گفت: یکی از محصولات گوگل که وقتی داری سرچ می کنی، خودش اتوماتیک کامل میکنه.

 

گفتم: از کجا کلمات پیشنهادی رو میاره.

 

گفت: نمیدونم.

 

گفتم: با تحلیل جستجوهای پیشین. مثلا وقتی تو میزنی «بارس» اون به تو 4 یا 5 تا کلمه پیشنهاد میکنه: بارسلونا. بارسا. بارسلون. بارس آنلاین. یعنی جستجوهای قبلی که اولشون بارس بوده آخرش منتهی به یکی از این کلمات شده.

 

گفت: عجب! 9- تحلیل جستجوهای پیشین منتهی به suggest می شود.

 

گفتم: حالا یه چیزی. تا حالا شده بخوای چیزی رو سرچ کنی اما تو پیشنهادات نباشه؟ یا تا حالا شده چیزی رو تو پیشنهادات ببینی اما مطمئن باشی کسی اون رو سرچ نمیکنه؟

 

گفت: آره. زیاد. مثلا تا «مه»، جزو پیشنهاداتش «مهدی خزعلی» یا «مهاجرت به استرالیا» هست.

 

گفتم: یعنی ممکنه بخواد با پیشنهاداتش فکر تو رو جای دیگه ای ببره؟

 

گفت: عجب! یعنی این قدر بدجنس؟

 

گفتم: نمی نویسی؟

 

گفت: 10- گوگل با suggest سعی در جهت دهی به افکار کلی و جستجوی جزئی کاربران بر میاید.

 

گفتم: شما هم خوب قلمی داریو جملات رو جمع و جور می کنیا.

 

گفت: البته هنوز نسبت به عهدشکنی گوگل مطمئن نیستم. اما نسبت به این قضیه مشکوک شدم.

 

گفتم: طوری نیست. این ها تکه های پازل هست. اون هم برای فردی که متنش رو نه با سلام، نه با به نام خدا، بلکه با به نام گوگل شروع کرده. پازل که کامل شد باید قیافه ات دیدنی باشه. حالا یه بار همه نکته هایی که تا الان نوشتی رو با صدای بلند بخون.

 

گفت: 1- مختصات جغرافیایی هر فردی رو از طریق IP اتصال نگه میداره.

2- اگر گوگل آمار جستجوهای من رو منتشر کنه آبرو برام باقی نمیمونه.

3- گوگل آمار اس ام اس ملت رو داره.

4- گوگل قابلیت voice2text داره.

5- گوگل تلاش میکنه از هر طریقی به شماره موبایل من برسه.

6- گوگل به هر طریقی می خواد مدل گوشی من رو بدونه. ولی نمیدونم چرا.

7- گوگل علایق های من رو از طریق تحلیل جستجوها دسته بندی می کند.

8- گوگل علایق های من رو از طریق تحلیل خریدها دسته بندی می کند.

9- تحلیل جستجوهای پیشین منتهی به suggest می شود.

10- گوگل با suggest سعی در جهت دهی به افکار کلی و جستجوی جزئی کاربران بر میاید.

 

 

ادامه دارد ...


ادامه مطلب

[ دوشنبه 22 آبان 1391  ] [ 7:54 PM ] [ حمیدرضا یارمحمدی ]
نظرات 0

 

گفت: این چت بی هیچ صحبت اضافه ای به نام نامی خوش نام و نامدار گوگل آغاز می شه. شرکتی که برای بالا رفتن سواد جامعه جهانی از هیچ کاری دریغ نکرده. شرکتی که از صفر با یه موتور جستجوی ساده شروع کرد و الان بالاترین بازدیدکننده و رنکینگ جهانی رو داره. شرکتی که به هر مناسبت مناسبی حاضره حتی به صفحه اول خودش دست بزنه و لوگوی خودش رو عوض کنه. شرکتی که برای ارتقای سطح معلومات جماعت بشر، بی پول، رایگان، از کتاب های کتابخونه ها، تا نقشه ماه و مریخ، تا آناتومی بدن انسان، تا 16 ترا بایت فضای هاست رایگان رو بی منت قرار میده.

 

گفتم: اولا به نام خدا. بی حرف پیش. بعد هم سلام. این شرکتی که شما می فرمایید خیلی بزرگ و اعلی حضرت و قدرقدرت و قوی شوکت هستند، در بزرگ بودن و داشتن پشتکار و افکار بزرگ با شما هم عقیده هستم. اما در کار بی منت و محض رضای خدا و جهت ارتقای سطح معلومات جماعت آدمی زاد مخالفم. این شرکت تا تاریخ 25 تیر 1391، بالغ بر 54604 نفر پرسنل داره. این جماعت که تو دفاتر این شرکت در جهان پراکنده هستند، حقوق و مزایای مکفی نمی خوان؟ شما بگو. شرکت عریض و طویل گوگل نون از کجا میاره که به این همه کارمند و برنامه نویس بده؟

 

گفت: من نمی دونم. حتما از فروش محصولاتش.

 

گفتم: نه دیگه نشد. احتمالا شما با ابرشرکت مایکروسافت آشنا هستی. ویندوز از سال‌ها قبل منبع اصلی درآمد مایکروسافت بوده؛ فقط در سال 2011، 336 میلیون کامپیوتر شخصی مبتنی بر ویندوز فروخته شد، یعنی 10 کامپیوتر در هر ثانیه؛ الان Windows 7 Ultimate رو به شما 220 دلار می فروشه. آفیس 2010 رو 150 دلار قیمت میذاره. برنامه 3d Studio Max 2013 به قیمت 3675 دلار فروخته میشه. اتوکد 2013، 4195 دلار. حتی بازی ها رو هم اگر به فروش نرسونن که شرکت سرپا نمی مونه. Pes 2013 برای ps3 88 دلار. Fifa 13 برای PC 98 دلار. درامد گوگل از فروش چه محصولات یا خدماتی هست؟

 

گفت: من چه میدونم.

 

گفتم: من چه میدونم که نشد جواب. شما داری خودت رو عاشق سینه چاک شرکتی میدونی که اطلاعاتت در این زمینه ها صفر هست. فرض رو فعلا روی این بذارید که گوگل اطلاعات شخصی کاربران رو به فروش میرسونه.

 

گفت: چی؟ این که محاله. من خودم اسم و سن و شماره و شهر و هر چی که بخوام رو تو اینترنت میذارم و ترسی هم ندارم. دیگه چی چی رو میخوان بفروشن؟

 

گفتم: این که چه اطلاعاتی خرید و فروش میشه و خریدار کی هست رو در آخر میگم. اما قبلش نیاز دارم شما این فرض رو گوشه ذهنتون بذارید که اطلاعاتتون به فروش میرسه.

 

گفت: اولا فرض محال. ثانیا اون چیزی که الان باور می کنم یه شرکت بزرگ، به قول شما ابرشرکت، با کلی کارمند و لیست بلندبالایی از محصولات که به شکل سخت افزاری و نرم افزاری ارائه داده. نرم افزارهاش رو که رایگان میده. سخت افزارها رو هم حداقل قیمت ممکن. اگر بخواید می تونم براتون بگم.

 

گفتم: خب بسم الله.

 

گفت: برنامه های زیر رو روی کامپیوترم دارم:

-         Google Chrome

این برنامه رو شماها باید بشناسید. این برنامه بروزر browser هست. برای گشت و گذار تو اینترنت به این بزرگی، من IE, Mozilla Firefox, Opera, Avant, Flock, Safari, Maxthon رو هم امتحان کردم. اما کروم و دیگر هیچ. لامذهب سریع. راحت. همچین عین گلابی رسیده میمونه.

-         Google Earth

این برنامه رو هم میشناسید. وجب به وجب زمین رو میگردم. از بالا. نما سه بعدی هم داره. ساختمون های زیبا رو سه بعدی ساختن. انگار با هواپیمایی، هلی کوپتری، جت پکی، چیزی هستی، داری ویو رو لذت می بری.  میتونین نمای 360 درجه ببینین. میری تو هنر معماری. همین سی و سه پل و کلیسا وانک اصفهان خودمون رو دیدم. دمش گرم گفتم به نام نامیش.

-         Gmail Notifier

هر ایمیلی که به جی میل من بیاد فوری من رو مطلع می کنه. بلادرنگ. دیگه نیازی نیست برم ببینم تو اینباکس چی اومده. فی الفور خبر می کنه.

-         Picasa

قدیمیا برنامه ACDSee رو دیده بودن. برای دیدن عکس های رو هارد و تا حدودی هم ویرایش اون ها بود. این یه دنیا بالا اون میشه. یه Picasa Web Albums Uploader هم سوارش کردم. عکس هایی که می خوام بذارم رو وبلاگی، سایتی، فرومی، جایی، این برام سریع انجام میده.

-         SketchUp

برای کشیدن نماهای سه بعدی خصوصا خونه و ساختمون تا قبلا از اتوکد استفاده می کردم. خیلی دردسر داشت. الان دیگه هر بچه 12 ساله ای میتونه با این برنامه کار کنه. منم که عاشق گوگل. گوگل نه، گوگل خان.

 

 یه گوشی موبایل هم دارم که خیلی هم دوستش دارم.

 سیستم عاملش سالاره. آندروید 2.2 که گوگل خان مالکشه. تا 2.2.1 هم آپدیتش کردم. ناچار هم شدم روتش کنم و برنامه های عجیب غریب روش نصب کنم. اما برنامه های سالار گوگل خان همیشه با احترام بالای مجلس نشسته اند. یه سری برنامه هایی هستن که با اینترنت کار میکنن. باقی هم نیازی به اینترنت ندارن:

 

-         Google Calendar

 برای من یه سررسید تو عالم هست. اون هم اینه. از دفترچه خاطرات بگیرید تا اتفاقات روزانه. قرارهای کاری. آلارم برای یادآوری. هر چی.

 

-         Docs

 همیشه فایل های آفیس از قبیل ورد و اکسل و پاورپوینت و فایل های پی دی اف، معمولا آموزشی، تو گوشیم هست. وقت کنم همیشه سرم تو موبایل هست و صفحه صفحه می خوانم. با این برنامه قوی.

 

-         Gmail

 با این برنامه از طریق گوشی ایمیل ها رو چک می کنم. می خونم و می فرستم. مثل آب خوردن.

 

-         Google Latitude

 این برنامه برای بابا مامان و دوستام کاربرد زیادی داره. تقریبا همیشه از طریق این برنامه می تونن بفمن من کجام. البته منم می فهمم اون ها کجان. هیچ وقت از هم نمیپرسیم کجایی؟ فقط با یک انگشت زده به LCD گوشی، به هم نقطه دقیق رو خبر میدیم.

 

-         Google News

 نمیشه تو این دنیا از اخبار دور موند. متاسفانه هیچ جوری هم نمیشه به اخبار دسترسی سریع داشت. منم و یه سایت تابناک. اما اذیت زیاد داره تا بخوام بهش برسم. مخصوصا از گوشی. پس گوگل خان به داد من میرسه. خودش اخبار رو برام به روز می کنه.

 

-         Google+

 من از فیس بوک متنفرم. قرتی شده. بچه بازی شده. اینجاست که گوگل خان یه نسخه شیک و باپدر و مادر رو وارد می کنه. منم که عاشق. تا دلت بخواد رفیق رفقا رو اینجا پیدا می کنم. شرطش اینه که اون ها هم با گوگل خان باشن. غیر اون ها رو هم خودم نمی خوام. خلاص.

 

-         Google Product Search

 احیانا دنبال محصول یا کالایی باشم از ebay و amazon استفاده نمی کنم. همین جا می گردم. قیمتش هم زده. نظر عشاق گوگل هم کنارش اومده. دیگه برای خرید چی چی نیاز دارم؟

 

-         Google Currents

 هر مجله ای که بخوام، معمولا کامپیوتری ها رو که سر و کارم باهاشونه، از همین جا می بینم و می خونم.

 

-         Google Goggles

 اصلا باورتون میشه؟ با این برنامه برو وایسا جلوی برج میلاد. ازش عکس بگیر. این برنامه بهت میگه این برج میلاد هست. سال فلان ساخته شده. ارتفاعش این قدر متر هست و ... حتی میتونی از بارکد یه کالا یا کتاب عکس بگیری تا اطلاعات اون رو به شما بده.

 

-         Maps

 با جی پی اس موبایلم و این برنامه نه تنها هیچ وقت گم نمیشم. ثانیا هیچ وقت از هیچ کسی سوال نمی کنه فلان جا کدوم طرفه. از خونه که در میام بهش میگم می خوام برم کار، بعد دانشگاه، بعد ...

 خودش خیابون به خیابون راهنماییم می کنه تا برسم به مقصد. تازه به Google Latitude هم وصل میشه. بابام میگه بیا پیشم. با Google Latitude بهم موقعیت رو نشون میده. Maps من رو میرسونه. جدا عالی نیست؟

 

-         Google Music

 شما هنوز آهنگ هاتون رو رو رم گوشی میریزید؟ من دارم تمام آهنگ های دنیا رو با این گوش میدم. آنلاین.

 

-         Reader

 سایت هایی که RSS دارن و می خوام به روز شدنش رو متوجه بشم، اینجا کمک میاد.

 

-         Sky Map

 این برنامه رو اجرا کن. گوشی رو تو اتاق بچرخون. هر طرفی که دوست داری. در عوض چی می بینی؟ کهکشان رو. این برنامه بهت میگه این سمتی که گوشی رو گرفتی کدوم سیاره و ستاره ای هست. برای من که علاقمند به نجوم هستم بی نهایت مفیده. مانند برف سفیده.

 

-         Talk

 همون برنامه چت خودمونه. خصوصا برای کسایی که جی میل دارن. یه چند وقتی گوشی بابام خراب شده بود اس ام اس نمی تونست بفرسته. بابام این قدر از این برنامه خوشش اومد که دیگه با اس ام اس کار نمی کنه.

 

-         Translate

 این یه مترجمه. از هر زبونی به هر زبونی. تازه کلمات رو اصلاح می کنه، زبونش رو تشخیص میده و برات میتونه با صدا بخونه. حتی متن رو هم ترجمه می کنه. بابا دیگه چی میخوای؟

 

-         YouTube app

 خسته شدی؟ خسته نباشی. نه. برو تو یوتیوب فیلم ببین. خستگی از تنت در میاد.

 

 تا یه چند وقت دیگه با اجازتون یه تبلت نکسوس گوگل خان و لپ تاپ نکسوس 7 رو هم می خرم. به شدت دنبال اومدن عینک هم هستم. داری راه میری. دراز کشیدی. خوابیدی. هر چی. یه عینک شیک به چشمت هست. این یعنی مانیتور. به گوشی و تبلت و لپ تاپ و کامپیوتر هم وصل میشه. خدایا این گوگل رو از من نگیر.

  

شاهکار گوگل تو اینترنت هست.

 

موتور جستجوی گوگل خان هسته مرکزی تمام امکانات گوگل تو اینترنت هست. خود موتور جستجو کلی امکانات داره:

 

-         PageRank

 تمامی صفحات موجود در اینترنت رو زیر نظر داره. ورود افراد و میزان ماندگاری در اون صفحه رو ثبت می کنه. مرتبه بندی می کنه. نشون میده که این صفحه از این سایت که می بینی صفحه پربیننده ای هست. این سایت پربازدید هست و ...

 

-         Snapshots

 برای سرچ تو فایل های ورد و pdf و ... هست.

 

-         Multiple languages

 تا حالا دقت کرده بودین می تونین سرچ کنین «book  فارسی» و گوگل سرچ «book farsi» و «کتاب فارسی» رو براتون انجام میده.

 

-         Blog search

 این جستجو می کنه. اما فقط وبلاگ ها رو نشونتون میده. تمامی وبلاگ های دنیا رو بر اساس آخرین زمان آپدیت شده هم می تونه براتون جستجو کنه.

 

-         Google Books

 قبلا اسم این برنامه گوگل پرینت بود. گوگل خان رفت با کتابخانه های بزرگ صحبت کرد گفت پدر جان این کتاب ها رو شما تو خونه و کتابخونه تون نگه داشتین بدید ملت بخونن ثواب هم داره. جوون ها کتابخون میشن. خدا خیرتون بده. ما هم تند تند اسکن می کنیم میذاریم تو اینترنت. اگر خواستید همه اش رو. نخواستید چند صفحه اولش رو. نخواستید فقط فهرستش رو. اون ها هم پشت سر هم کمک کردن. تا الان 20 میلیون کتاب اسکن شده. تخمین زده تا آخر سال 2020 این عدد به 129864880 عنوان کتاب میرسه. فقط یه قلم، مایکروسافت 750 هزار کتاب و 80 میلیون مقاله داده. تازه مثل این ندید بدیدها هم مرتبط با دستگاه خاص نکرده. اپل خیر ندیده یه iPad ساخته کتاب ها رو فقط منوط میکنه به خریدن اون. آمازون هم Kindle داده. اما گوگل خان آنلاین در طبق اخلاص قرار داده.

 

-         Google Groups

 یه چیزی ماورای گروه های یاهو.

 

-         Google Image Search

 شما از یه هویج عکس بگیر. بذار تو وبلاگت. براش توضیح هم ننویس. گوگل خودش می فهمه این یه هویجه. وقتی یه نفر هویج رو سرچ کرد این رو هم نشونش میده. دیگه قدرت یعنی چی؟

 

-         Language Tools

 ترجمه جمعی متن های یه سایت یا وبلاگ. میری تو یه سایت می بینی عربی یا فرانسوی هست. این برنامه کل سایت رو به هر زبانی که تو دلت بخواد ترجمه می کنه.

 

-         Suggest

 حتما زمانی که دارید مطلبی رو در قسمت سرچ گوگل وارد می کنید دیدید که خود سایت چند مورد رو به شما پیشنهاد می کنه.

 

-         Blogger

 میزبان بزرگ و گسترده وبلاگ هست.

 

-         Google Drive

 این برنامه کوچولو 5 گیگ فضای رایگان در اختیار هر فردی قرار میده. این فضا با این برنامه و picasa قابل دسترسی هست. این فضا تا 16 ترا بایت (1000 گیگابایت = 1 ترابایت) قابل ارتقا هست.

 

-         Gmail

 ایمیل رایگان گوگل. هر فردی که جیمیل نداشته باشه، رسما از حوضه دوستان من خارج هست. منم و یه خان. گوگل خان.

 

-         Google Mars، Google Moon، Zygote Body

 

آخه کدوم شرکت، نهاد، ارگان، موسسه فرهنگی یا هر چی رو سراغ دارید که برای بالا بردن سطح علوم جهانی این قدر هم و غم داشته باشه. من که اهل نجوم هستم دارم با عکس های سطح ماه و مریخ کیف می کنم. اون دانشجوی پزشکی هم داره با آناتومی بدن سواد و تجربه بالا می بره.

 

 

حالا نظر شما چیه؟ به کجای این برنامه ها می تونی ایراد بگیری؟ کدوم برنامه ای اطلاعات من رو میدزده؟ من اصلا چه اطلاعات سری و محرمانه ای دارم؟ آخه وقتی بابام با Talk به من میگه داری میای خونه ماست بخر، به درد کی می خوره؟


ادامه مطلب

[ دوشنبه 22 آبان 1391  ] [ 7:53 PM ] [ حمیدرضا یارمحمدی ]
نظرات 0

 

به عنوان متن اول این وبلاگ شاید انتخاب موضوع سخت بود. سخت تر انتخاب یه همچه موضوعی! جذاب. دلربا.

دختر شایسته.

 

به فرض تو ایران بخواد راه بیفته این شکلی میشه:

اول در سطح شهر. بعد استان. بعد کشور. بعد فینالیست ما میره آسیا و بعد هم جهان.

رسما غیرت به باد میره. همون طور که در برخی از کشورهای اسلامی هم کاندیدای دختر شایسته جهانی وجود داره.

حالا این دختر بیچاره چقدر زنانگی و شرم و حیای خودش رو باید پایمال کنه و به چند نفر باید التماس کنه خدا میدونه. اول به آرایشگاه در خونه شون که خوشگلش کنه، داره میره مسابقه شهری. برای یه لباس باید التماس همساده ها رو بکنه. بعد نوبت بخشدار و شهردار و استاندار و فرماندار و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و ...

اگر دختره تو شهرشون مقام نیاره که تو سری خور دوست و آشنا و فامیل و هم شهری هاش. کلا از این شهر دیگه هیچ خاستگاری براش پیدا نمیشه. یعنی مثلا شما به عنوان آقای خاستگار، میری از یه دختری که به عنوان خوشگل شهرتون انتخاب نشده خاستگاری کنی؟ تازه همه میگن طرف فکر می کرد خیلی خوشگله. خدا رحم کرد انتخاب هم نشد. اه. دماغش رو ببین چه گنده اس.

اگر تو استان مقام نیاره به همون نسبت اتفاقات بزرگ تر میشه. تا برسه به جهان.

البته این رو بگم. به چنگ آوردن دخترهای سال کلا برای اعراب مرسوم بوده و هست.

اگر هم نشد تو کشور و استان و شهر اصولا آدم های پولدار حتی با 7 برابر سن دختره وجود دارن که دوست دارن خوشگلی همسرشون رو فرو کنن تو چشم بقیه. البته با توجه به رو به نزول بودن هميشگي این سرمایه برای دختره، اون مرد قدرتمند یا ثروتمند میره سراغ دختر سال دیگه.

هر سال بهتر از پارسال. دینگ دینگ

 

بیخیال. از بحث فاصله گرفتیم. شما دو انتخاب دارید:

انتخاب اول: از بین دخترهایی که پایین عکسشون هست و در کشور خودشون دختر شایسته شناخته شدن، یکیشون به اسلام خواهد گرایید محض خاطر شما و با شما ازدواج می کنه. تا آخر عمر یار و یاور شما خواهد بود. ازدواج حلال. طیب و طاهر.

انتخاب دوم: در کنار این مساله می تونید یکی از چهارده معصوم را ملاقات کنید. نه برای همیشه. نه خبری از بوس و بقل هست. نه همنشینی مداوم. فقط یک بار. برای یک ساعت. فقط یه دل سیر نگاه. حضرت علی؟ امام حسین؟ بانوی دو عالم فاطمه؟ امام زمان؟ شاید هم یه نفر بخواد حضرت ابالفضل رو ببینه. یه نفری هم دختری سه ساله رو در نظر میگیره. اونش با خودتون.

سوال: شما کدوم انتخاب رو دارید؟

ممکنه فردی از این خانم های پایین خوشش نیاد. دوست داره آنجلینا جولی از براد پیت طلاق بگیره و بیاد زن ایشون بشه. اون با خودتون.

سوال: شما کدوم انتخاب رو دارید؟ یه همسر زیبا و حلال برای یه عمر یا دیدار برای ساعتی.

انتخاب شما چیه؟ یه حلال آزاد یا یه مستحب محدود و کوتاه؟

انتخاب شما چیه؟ بین خودتون و خدای خودتون کلاهتون رو قاضی کنین.

 

کاندیدای کشور آروبا

کاندیدای کشور اسلواکی

 

کاندیدای کشور ایرلند شمالی

کاندیدای کشور بلاروس

 

کاندیدای کشور جمهوی چک

 

کاندیدای کشور ماکائو چین

کاندیدای کشور نیکاراگوئه

 

کاندیدای کشور ویتنام

 

 

-         تموم شد. هنوز دارید عکس ها رو نگاه می کنین؟ دیگه دنبال چی چی می گردید؟

-         ......

-         نه خیر. دیگه کشور خاصی نیست. خودم براتون بهتر هاش رو سوا کرده بودم.

-         .........

-         نه خیر. برزیل رو چیکار دارید؟

-         ............

-         تو روحت یعنی چه؟ چی کار به روح من دارید؟

-         .........

 

خب.

نتیجه چی شد؟

حلال؟ یا مستحب؟

- ها؟

- از عکس ها بیا بیرون. تصمیم خودت رو گرفتی؟

- ...

- خداییش تصمیمت همینه؟ باشه.

 

و اما ...

از علامه جعفری می‌پرسند چه شد که به این کمالات رسیدی ؟! ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف و اظهار می‌کنند هر چه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده است.

 ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف و اظهار می‌کنند که هر چه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که در جشن‌ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می‌گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و یک شربتی می‌خوردیم، آن‌گاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف‌آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که می‌آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرماپزان می‌گوییم، نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه‌هایی بوجود آمده بود که عربهای بومی را اذیت می‌کرد. ما ایرانی‌ها هم که اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آن سال آن قدر گرما زیاد بود که اصلا قابل تحمل نبود. نکته سوم این که حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می‌کردم و می‌خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور برمی‌دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که کتابی هم نوشته به نام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه‌مان ، مرحوم آقا سیداسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت "آقا شب نمی‌گذره ، حرفی داری بگو" ایشان یک تکه کاغذ روزنامه درآورد . عکس یک دختر بود که زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت " آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می‌کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا این که جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید ، کدام را انتخاب می‌کنید". سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت "آقایان واقعیت را بگویید. . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید." اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت "سید محمد! ما یک چیزی بگوییم نری به مادرت بگویی‌ها؟"

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت " آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) این طور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوییم." آقا فرمودند " دیگه!" خب در هر تکه خنده راه می‌افتاد. نفر سوم گفت " آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده‌اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می‌کند) پس ما ان‌شاءالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می‌کنیم!" باز هم همه زدند زیر خنده، خوب‌ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : " آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟" آقا شیخ حیدر گفت : " بلی" گفت " والله چه عرض کنم" (باز هم خنده حضار ).

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی‌توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی،گفتم " من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم." یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیرعادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده، دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی‌دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت " آقا شیخ محمدتقی شما کجا رفتید و آمدید؟" نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگویم عیششان بهم می‌خورد، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت " آقا دیگر از این شوخی‌ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است".


ادامه مطلب

[ دوشنبه 22 آبان 1391  ] [ 7:44 PM ] [ حمیدرضا یارمحمدی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By R A S E K H O O N :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
آمار سایت
کل بازدید : 9406 نفر
كل مطالب : 13 عدد
کل نظرات : 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 22 آبان 1391 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 23 آبان 1391